گریه‌های کودکی

 نخواهم خنده‌های زورکی را

چو یاد آرم زمان کوچکی را

 بگو تا خنده‌های گاه‌گاهت

بگیرد گریه‌های کودکی را

شعر از : شوریده افلاکی

/ 56 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام

سلاااااااااااامی دوباره[گل]

๑۩۞۩ راز صبح ۩۞۩๑

من پر شدم از دروغ, صافی لطفا" ای مرگ! بیــا بکن تلافــــی لطفا" از شــــوری منطق زمیــــن بیــــزارم... یک پرس جنون با سس کافی لطفا"!!!! زیبا بود[قلب][گل]

سوگلی

رضا جان نتونستم برات تولد بگیرم. شرمنده ام.[ناراحت]

حدیث

من رمز مییییییییییخواااااااااااااام.....!

نجلا

متاسفانه الان خنده ها اکثراً زورکی شده[ناراحت] اما لبخندهای من نه![لبخند] راستی تولدت مبارک.ببخشید تاخیر داشت.[لبخند][هورا][هورا][هورا][هورا][گل][گل][گل][گل]

سرمه

آخه چرا؟ من که میگم خنده الکی هم بهتر گریه ست.[گل]

امین

رضا جان..دلم مدرسه یاسر رو خواست...یاد محله قدیممون بخیر..راستی این اهنگی که گذاشتی منو یاده یه خاطراتی انداخت که نباید مینداخت...

سارا

مثل همیشه بکر و زیبا.......[گل]

ستاره

سلام استاد!! آه ..... گریه های کودکی.... یادش بخیر اونوتا وقتی گریه میکردم همه دورمو میگرفتن تا آرومم کنن اما...این روزا... ممنون شوریده جان[گل][گل][گل]