سایه روح بخش

 میم مثل ...

میم مثل معجزه و معجزه یعنی بارش باران محبت های تو بر کویر تشنه دلم و چه خوب که نسیم صبحگاهی عطر حضورت را ارزانی سرزمین قلبم  کرد...

میم مثل محبت و محبت آن است که تو بی حساب و کتاب می بخشی هر آنچه را که بخشودنی نیست و من می مانم مات و حیران که از چه رو اینگونه لایق بخششم...

میم مثل مستی و این مستی از میخانه چشمان تو سرچشمه می گیرد که می میراند و زنده می سازد با هر مژه بر هم زدنت پس چشم بگشا اگر مرا زنده می خواهی...

میم مثل مژده آری تو آن مژده موعود هستی که خداوند ترا به پاس سالها تنهایی و صبوری به قلب محزون من هدیه داده است . آری  وَلَقَدْ صَدَقَکُمُ اللّهُ وَعْدَهُ

دلنوشته از : شوریده افلاکی

 

سایۀ روح‌بخش 

من کوه گناه بودم امّا

تنهایی و غصّه طاهرم کرد

دور از همه و تمام دنیا

تقدیر زمانه شاعرم کرد

 

در کنج دلم، همیشه غم بود

همواره، غمین و خسته بودم

درد و غم و غصّه دم‌به‌دم بود

چون مرغک پرشکسته بودم


تا اینکه میان جمع یاران

یاری به طریق مهربانی

پرمهر و زلال همچو باران

شد همدم و مونس جوانی


اشعار من و غم درونم

در سیطرۀ حواسّ او بود

آن درد نهان درونِ خونم

در منظر او همیشه رو بود


او آمد و هرچه غصّه را بُرد

همراز دل و عزیز من شد

با آمدنش تمام غم مرد

او سایۀ روح‌بخش تن شد

 

اینک منم و گروهِ یاران

شادم که دلی به دوست دادم

در خلوت صبح کوهساران

با بودن او همیشه شادم

شعر از : شوریده افلاکی

 

آنگاه که چشم آسمان از شدت شوق نمناک شد و و شبنم صبجگاهی خنده کنان آمد و همدم و همسایه خاک شد ، گلهای شیپوری ، نوید شکوفا شدنت را به باد صبا سپردند و شاپرکها بی تحمل خبر آمدنت را به سرتاسر گیتی بردند....

/ 26 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوگلی

استاد شوریده من همیشه گفتم و بازم میگم تمام اشعاری که تابحال از شما ودر این وبلاگ خوندم نشون از دل عاشق شماست. که خودتون قبولش نداشتید. اما به هر حال باز شدن صفحه جدید زندگیتونو به شما و اون بانوی خوشبخت اسفندی تبریک میگم.[گل]

وااااای....! چقد شعرات قشنگ بود مخصوصا اونی که خودتو وصف کردی [قلب] عاشق شدی ناقلاا؟؟؟؟[نیشخند] مبارک باشه خیلی خوبه[گل][پلک][لبخند][گل]

حدیث

اوا باز اسممو ننوشتم [نیشخند] حدیثم[پلک] بازم تبـــــــــــریـــــک[هورا][هورا][گل][گل][قلب][قلب][پلک][فرشته][فرشته]

؟

من بانوی اسفندم آزاده ی دربندم! شوریده سخن گویم شاگردهنرمندم! باران لب خاموش طوفان زده >لبخندم دریاست دلم اما درصبر>دماوندم یک دل نه /هزاران دل دادم به تو/جان کندم گرحرمت ماداری! بشنو سخن وپندم گرخاطرماداری بازآ وبمان این دم من زاده ی اسفندم شوریده به پیوندم! سلام شوریده عزیززبان ازوصف مهرتان قاصراست واژه هادرمقابل اینهمه لطف کم می آوردبه راستی که توشاهکارخلقتی !دوست مهربانم به خاطرتمام مهربانیهایت سپاسگزارم پس بمان تابمانیم! بانوی اسفندت

مستعان صالحی زاده

حالا که بعد از مدتی نبودن اومدم با یه شعر ناقابل تقدیمی به توی عزیز ، قصد رفتن کردی ؟!

ستاره

سلام شوریده ی عزیز !!! سایه ی روح بخشت خیلی زیباست همواره سایه ات روح بخش باد [گل][گل][گل]

رزمی

سلام سعادتی بود که به این کلبه زیبایت بیایم و در کلاس درستان بهره ببرم شاد باشی یا علی مولا

مهشید

سلام وبت قشنگه اگه دوست داشتی به وبه من و عشقم هم سری بزن بدت نمیاد مرسی