هوس های سیاه

کوچه خالی، از خودم خالی شدم

خانه دلگیر و دلم ماتم‌زده 

بی‌تو مرغ بی‌پر و بالی شدم

با دلی افسرده، روحی غم‌زده

 

آمدی با حیله‌ای در محفلم

تا بسوزد گرد تو پروانه‌ات

کرد عشق واهیِ تو غافلم

از خیانت‌های بی‌شرمانه‌ات


عزم آن دارم که امشب تا سحر

می بنوشم تا فراموشت کنم

من نمی‌خواهم تو و عشق تو را

آتشی، باید که خاموشت کنم

 

من که می‌دانم نداری - بی‌حیا!-

جز هوس‌های سیاه اندیشه‌ای

چهره‌ای داری پر از رنگ و ریا

هرزه‌ای و بس خیانت‌پیشه‌ای

 

بی‌جهت گفتی که احساست منم

بی‌هوا گفتم که از پیشم برو

آن که دائم بود حسّاست، منم

خوش گزیدی و زدی نیشم! برو


دل بریدم از تو ای بی‌‎عاطفه!

امشب از دست غمت آسوده‌ام

نه عذابی دارم و نه دغدغه

من جوانمردانه عاشق بوده‌ام

 

شعر از : شوریده لرستانی

/ 43 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیا

سلام.زیبا بود

امین

افرین........چه کردی مرد

نسترن

[گل]

مریم

عمریست نشستم پای لرز خربزه هایی که یادم نمی آید کی خوردمشان.....

حدیث

به بـــــــــه! عجب قالب قشنگی!!!!! این شعرتم ...خیلی قشنگ بود ولی من عشقولانه بیشتر دوست دارم[نیشخند][قلب][گل]

سمانه

خیلی زیبا بود واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم[ناراحت]

ستاره

سلام استاد !! زیباست خصوصا "عزم آن دارم که امشب تا سحر می بنوشم تا فراموشت کنم...." [گل][گل][گل]

آرام

زندگی گوربسی خاطره هاست خاطراتی نه شیرین بس تلخ من به آن خاطره ها میسوزم وبه این درد گران میسازم وهمین سوختن و ساختنم آب سردیست که بر پیکر خود میریزم[گل]